

دلم هوای تو كرده هوای آمدنت یا مَهدی
زبام عرش می آید اشارتهای پنهانی
تمام لحظه ها پر می شود از عطر عرفانی
به سمت نور میخواند کسی دلهای شیدا را
به بزم عشق میخواند کسی ما را به مهمانی
در عبور از گذر لحظه ها، در تپش مدام زمين و نگاه زهرآلود زمان، دستهاي ما تو را مي طلبد يا مولا!
مهر در سراشيب جاده ي عمل زير چرخهاي سنگين ستم له ميشود در نبودت!
تو ما را رها نخواهي کرد و ما هر روز و هر ساعت و حتي هر ثانيه در آرزوي زيارت رخ چون خورشيدت، دست بر آسمان داريم و در محمل نياز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه تو را تمنّا مي کنيم!
آقاي ما!
بيا که احساس نيازمند توست!
پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را مي خوانند و گلها به اميد نوازشت رخ مي نمايانند!
بيا که دستهاي نا توان ما در آرزوي ياوري تو مولا، شب و روز از گونه هامان قطرات شبنم را بر مي چيند و لطافت باران را به جاده هاي عشق مي پاشد، بلکه گلستاني بسازد از گلهاي ناز و اطلسي که فرش راهت باشد و خاک قدمت!
بيا که زمين تشنه ي محبت و سلام توست و زمان در نقطه ي انتظار ايستاده است..........
0 نظر
نظر دهید
پاسخ دهید لغو پاسخ
دسته بندی
مطالب اخیر
گزارش تصویری سومین شب جشنواره نوروزی شهرداری بندرا...
10 فروردین, 1404گزارش تصویری دومین شب جشنواره نوروزی شهرداری بندرا...
09 فروردین, 1404گزارش تصویری اولین شب جشنواره نوروزی شهرداری بندرا...
09 فروردین, 1404
تصویب تعرفه عوارض، بهای خدمات و سایر درآمدهای 1404...
28 اسفند, 1403